جعفر شهرى باف
521
طهران قديم ( فارسى )
اما در ميان كارهاى تونتاب ، پهن پازنى از دلخواهترين كارهايش به شمار مىآمد كه پهنها را در بام حمام پهن كرده پاچههاى شلوار را بالا زده دستها را به كمر قلاب كرده مشغول قدم زدن و شيار كردن پهنها ميگرديد و به زمزمه كردن و آوازخوانى مىپرداخت ، تا حدى كه بچههاى محل هم هوس تقليد ميكردند و از سركوفتهاى مادرها به بچههاى درسنخوان اين بود كه پهن پازنشان خوانده يا بگويند اين طور كه پيش ميروى پهنپازن مىشوى . در سر تون يعنى پشت بام حمامها هم اطاقكهائى سردستى از خشت و گل ساخته شده بود كه منزلگاه تونتاب و زن و بچهاش به شمار مىآمد و گاهى هم منزل كارگران داخل و سربينه حمام كه تا مأوائى نمىيافتند در آنها منزل ميكردند . اگرچه حمام و مخصوصا تون آن كه دود تا پاسى از شبش خانههاى اطراف آن را از مرغوبيت مىانداخت و كمتر خريدارى طالب خانههاى اطراف حمام ميگرديد . اما خاصيتى در آن مترتب بود كه پشهها را مىگريزاند و سبب دلخوشى مجروحين عفونى مانند سودائىها و خارشكىها و سفليسىها بود كه هر عصر خود را در بام حمام كنار دودكش آن رسانيده جراحات خويش را روى دود بخارآلود آن كه با فشار متصاعد ميگرديد گرفته ضد عفونى ميكردند ! قصههاى حمام از مطالب راجع به حمام يكى هم قصههاى جن و پرى و امثال آن بود كه بزرگترها براى كوچكترها نقل ميكردند . در نتيجه اينكه حمام جاى از ما بهتران « 118 » و اجنه و شياطين بوده بيوقت و بيموقع در آن پا نگذارند . از جمله اين قضيه كه مثلا فلانى بعد از غروبى به حمام ميرود و دو نفر را وسط حمام مىبيند كه پهلوى هم ايستادهاند و قد ميگيرند و چون او را مىبينند سؤال مىكنند كه از ما دو نفر كداممان بلندتر مىباشيم و چون نگاه مىكند تا جواب بدهد مىبيند كه سؤالكننده كم كم از پهلودستيش بلندتر مىشود و مرتب قد مىكشد تا سرش به طاق حمام مىخورد كه مرد از وحشت بيهوش شده به زمين مىافتد .
--> ( 118 ) . شياطين ، اجنه .